محمد على آزاد كشميرى

416

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

يا عجبا من لحد قد حوى * العزة و الرفعة و الاتّقا غاب عن العين و لما يغب * عن نظر القلب و ما ان ناى زد الفا و اتل لتاريخه * انكسفت شمس سماء العلى 61 ) السيد غنى نقى الرضوى [ حدود 1220 - 1257 ه ق ] : مولد و منشأ او قصبهء زيدپور از توابع بلدهء لكهنو است . وى فاضلى خبير و از تلامذهء جناب عليين مكان آقا سيد حسين - طاب ثراه - بود . مؤلف تذكرة العلماء به تقريب ذكر تلامذهء جناب سيد العلماء نوشته كه : « جناب سيادت و كمالات آيات ، مولوى سيد غنى نقى در صفاى ذهن و جودت قريحه و كمال ذكاء و نقاوت « 1 » طبع ، گوى سبقت از اقران ربوده ، گاهى به مباحث كلاميه ، زبان درربيان را آشنا نفرموده مگر آنكه جانب مقابل را ملزم فرموده . بسيار مقدس و محتاط بود و به زيور علم و حلم آراسته و به حليهء صلاح و تقوا پيراسته بود ، و بااين‌همه تهذيب اخلاق و انكسار نفس ، تواضع و فروتنى زايدالوصف داشت . جمعى كثير از طلبهء علوم از فيض درس او مستفيد شده به كمال فضل رسيدند . آن قدوهء ارباب فضل و تقدس در ماه رجب سنهء يك‌هزار و دو صد و پنجاه و هفت ( 1257 ) هجرى به رحمت حق پيوست . سن شريفش قريب سى و هفت سال بود . جنازهء مغفرت اندازه‌اش را از لكهنو - حرسها اللّه - به‌سوى قصبهء زيدپور كه موطن مألوفش بود نقل كردند . از تصانيف عاليه‌اش رسالهء فرقيه در لغت است كه در آن فرق ميان لغات قريب المعنى را بيان فرموده به نهجى كه اكثر اهل علوم از طب و فقه و منطق و حكمت و غير آن را به كار آيد . و در تصنيف كتاب تاج اللغات كه جمعى از كملاى لغت عرب به امر سلطانى در چندين مجلدات ضخيمه به جمع آن پرداخته بودند مشاركت غالب داشت ، حتى كه اجزاى آن بعد اصلاح و تصحيح آن جناب به بياض مىرسيد ، بلكه گويند كه تصنيف بعض مجلدات مختص به آن جناب است . و رساله‌اى در شرح دعاى صباح نوشته بود كه نوبت به تبييض آن نرسيده . همچنين رسائل ديگر هم دارد كه در مسوده مانده و نوبت اتمام آن نرسيده . رحمه اللّه تعالى » . انتهى . مؤلف گويد كه بسيارى از فضلاى معاصرين آن مرحوم اذعان به فضل و كمالش داشتند و غايت اعزاز و احترام در تحريرات خود مدعى داشته خصوصا جناب مستطاب علامهء زمان مولانا السيد عباس التسترى - دام علاه و مد فى بقاه - كه اكثر اوقات سلسلهء مودت و مكاتبات با وى مربوط داشته و به اعزاز و احترام در عبارات مراسلات خود ، او را ياد مىفرمود چنانچه ، علامهء موصوف در مكتوب خود كه در

--> ( 1 ) . نقاوت - پاكيزگى ، برگزيدهء چيزى .